بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘تجارت الکترونیک’

قرمز و آبی در دنیای تجارت

سایت colourlovers گزارشی در مورد کاربرد رنگها در وب سایتها ارائه نموده است، این سایت اعلام نموده بر مبنای آنالیزهای انجام شده در مورد سایت توییتر به طرز جالبی رنگ آبی، رنگ منتخب کاربران برای طراحی پروفایلشان استفاده بوده است. و این سوال را مطرح نموده که :

آیا رنگ پیش فرض مورد استفاده در سایت توییتر در این انتخاب اثر داشته است؟

یا اینکه رنگی آبی رنگ غالب و محبوب در فعالیت ها آنلاین است؟

لذا تصمیم گرفته شد که رنگ بکار رفته در ۱۰۰ سایت و برند برتر جهان بررسی شود و نوعی مدل از آن استخراج شود.

رنگ بندی برندهای مطرح
رنگ بندی برندهای مطرح

در این چشم انداز از، وب توسط تعداد زیادی از برندهای آبی تسخیر شده است. اما قرمز هم فضای زیادی را به خود اختصاص داده.

سوال اینست که علت چیست؟

شما ممکن است بخواهید بگویید که تحقیقات و تست ها تجاری زیادی برای انتخاب رنگ مناسب برند های بزرگ انجام شده است تا شما را راغب کنند که پول خود را برای آن برند خرج کنید و به عبارتی بر مبنای علمی و مطالعاتی خاصی این انتخابها انجام شده. اما بسیاری از برندهایی که امروزه به برندهای معتبر و بزرگی در وب تبدیل شده اند از کسب و کارهای کوچک شروع کرده اند و ممکن نبوده که برای انتخاب رنگ آنقدر وقت و پول در زمینه تحقیقات بازار، آزمایش کاربر ، نام تجاری، و غیره گذاشته باشند.

بسیاری از سایت ها یا برندهای ذکر شده در بالا شده، توسط بنیان گذارانشان و با کمی یا هیچ تحقیقی در خصوص تاثیر انتخاب رنگ شروع شده اند.

نویسنده می گوید: من موقعی از آقای مارک زاکربرگ موسس سایت فیس بوک پرسیدم که چرا رنگ آبی را به عنوان نماد سایتش انتخاب نموده؟ و او پاسخ داده است که “من کوررنگ[ناتوان در دید] هستم و تنها رنگی را که می توانم بهتر ببینم آبی است!” و اینست که در حال حاضر ۵۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان برای ساعت ها در هفته به رنگ های آبی این سایت خیره می شوند…

در حالیکه استدلال اولیه برای انتخاب رنگ ها ممکن است بی اهمیت باشند، تأثیری که این بازیکنان غالب حال حاضر در جهان وب دارند مطمئنا، شروع کوچکترهایی که میخواهند از تاثیر مثبت ایجاد شده برای این رنگها استفاده نمایند را تحت تاثیر قرار می دهند.

به عبارتی بسیاری از تازه کار ها، سایتهای موفق را الگوی کار خود قرار می دهند و از آنها تقلید می کنند. بنابراین آبی و قرمز به تسلطشان بر بازار برندهای وب ادامه خواهند داد.

حال این سوال است که یک برند با رنگ دیگر می تواند سودآور شود؟

رنگ بخش مهمی از هر نام تجاری است ، اما همراه با نام واقعی یک شرکت!  آیا این یک نام تجاری بزرگ است که یک شرکت بزرگ می سازد، و یا چیزهای دیگری در اطراف آن؟ آیا گوگل بایک نام یا رنگ دیگر بازهم به همین خوبی است؟ پاسخ ما مثبت است…

و تقریبا ۱۰ سال پیش ، مجله WIRED نگاهی داشت به رنگ های مورد استفاده شرکت های بزرگ امریکایی… و البته آبی و قرمز غالب است.

رنگ در تجارت وب

رنگ در تجارت وب

پانوشت :

البته تقلید موضوع درستی است و در مورد فونت و لوگو هم خیلی اتفاق می افتد، اما این هم مهم است که کلا رنگ های آبی و قرمز مورد توجه بیشتری است. پس طبیعی است که در طراحی ها مورد استفاده بیشتری باشد.

اما نکته دیگر آنست که یکی از اصول برند سازی ایجاد تمایز است پس استفاده از رنگهای جدید نیز می تواند مورد توجه برند سازان باشد.

نظر شما  در باره بازی رنگ ها در وب چیست؟

Share

وب آنتولوژی ( هستی شناسی وب)

زبان هستی شناسی وب (OWL) برای برنامه های کاربردی که نیاز دارند محتوای[به عقیده من مفهوم] اطلاعات را [به جای ارائه اطلاعات صرف به انسانها] پردازش کنند طراحی شده است. این زبان توسط سازمان W3C استاندارد شده و توصیه شده است.

OWL قابلیت تفسیر پذیری ماشینی محتوای وب قدرتمندی را ارائه می کند که بوسیله XML , RDF Schema)RDF-S) پشتیبانی می شود.

OWL دارای سه زیر زبان است :

۱- OWL Lite

۲- OWL DL

۳- OWL Full

جدیدترین نگارش این زبان نسخه ۲ می باشد که دارای ساختار زیر است :

ساختار وب آنتولوژِی

ساختار زبان هستی شناسی OWL

مطلب در دست تکمیل است…

Share
Categories: تجارت الکترونیک Tags:

درد دل های یک آی تی کار…

بعد از مدتها درس خواندن در دانشگاه و سروکله زدن با منابع علمی و تفکر و تامل در کسب و کار و تجارت الکترونیک و جامعه مجازی و این جور چیزها .. این طور میشه که دیگه شما همه چیز رو علمی می بینی … همه چیز فرموله… همه چیز یه قاعده مطالعه شده داره … و این موقع هاست که وقتی بطور مثال دلایل شکست یک کسب و کار رو موشکافی میکنی و یه چیزایی میفهمی که همه نمی فهمن به هیجان میای… میخوای به همه بگی آهای ملت… چرا استراتژی ندارین ؟ چرا مدل کسب و کار ندارین؟ چرا بی حساب وارد کار میشین؟ آهای مدیر محترم! سند ماموریت سازمانت کو ؟ vision کو ، mision کو ؟  استراتژی؟استراتژی؟ … این میشه که کم کم آدم از واقعیت های سطح جامعه فاصله میگیره (شکاف تکنولوژیک).

مدت ها بود که در یکی بزرگترین سازمانهای تجاری این مملکت ( که هرسال با درآمد های میلیاردی رتبه اول کشور هم میشه ) رفت و آمد داشتیم و بر حسب روابط خوب با مدیران این سازمان پیشنهاد دادیم که بیایید تجارت الکترونیک رو یک بار هم که شده بصورت علمی و نه کیلویی راه اندازی کنیم.

جلسات متعددی با مدیران سازمان داشتیم و چونکه انتظار نداشتیم که اینها از تجارت علمی و مدیریت نوین اطلاعاتی داشته باشند لذا فکر کردیم که باید فرهنگ سازی کنیم ! یعنی باید به مدیران آموزش داد و توجیه کرد که آقا صرف یک وب سایت راه انداختن کار حل نمیشه ! کار و تجارت در وب قاعده داره و کشکی نیست…هر سازمان راهکار خاص خودش رو داره … اول بیایید مطالعه آکادمیک بکنیم ، بررسی فنی کنیم ، یک طرح مطالعاتی در بیاریم ، Audience analyze کنیم، Market analyse کنیم و همچنین تست es در مورد محصولات داشته باشیم ، Business model طراحی کنیم و تحقیق کنیم، در مورد آمیخته بازاریابی(marketing mix) توضیح دادیم و  از مدیریت زنجیره تامین گفتیم و تدارکات الکترونیکی و CPRF و نگرش فرایندی گفتیم ، از ROI گفتیم و مثالهای موفقیت و شکست شرکتها در تجارت الکترونیک  توضیح دادیم .. از آمازون از ebay ، از فدکس ، از nike ، از پپسی کولا ، … گفتیم و گفتیم و گفتیم ….

در حال مذاکره در مورد نحوه همکاری و عقد قرارداد با امور قراردادها بودیم ( فاز negotioation!)  که خبر رسید یک گروهی به دیدار آقای مدیرعامل آمده اند و یک نرم افزار فروشگاهی آبکی رو پرزنت کرده اند و چون آقای مدیر میخواستند تا ۲۲ بهمن ( یک هفته ای) سایت راه افتاده باشه پس دستور داده بودند که با شرکت مذکور سریعا قرارداد بسته بشه…

در اینجاست که نمیدانم این علوم جدیده مشکل دارن؟ یا ما  مشکل داریم؟ یا معلومات به گوش مدیر خوندن مشکل داره؟ یا مدیریت باید بازتعریف بشه؟ ….

چند وقت پیش برای موضوع پایان نامه فکر کردم سری به اتاق بازرگانی بزنم شاید اونجا در باره موضوع تجارت الکترونیک بیشتر بفهمن و بتونم پروژه ام رو اونجا انجام بدم، به ساختمان معظم اتاق بازرگانی که رسیدم به روابط عمومی رفتم و پرسیدم که آیا اینجا دفتر توسعه و تحقیق داره؟ مسئول مربوطه راهنمایی کرد که بهتره صاف بری سراغ راس هرم!  و من هم رفتم به بالاترین وشیک ترین طبقه و در دفتر منشی تقاضای ملاقات با آقای رئیس رو کردم. و البته حدود یک ساعت هم پشت در منتظر نشستم ( البته نفهمیدم چرا چون آقای مدیر سرش شلوغ نبود) و در لحظه ای که حسابی کلافه شدم و میخواستم برگردم با تماس مجدد منشی، بنده رو به حضور پذیرفتن..

من در باره رشته تحصیلیم توضیح دادم و گفتم که علاقمندم که اینجا یه کار مطالعاتی بازرگانی انجام بدم(حتی رایگان)،آقای مدیر فکری کرد و گفت احسنت … البته اینجا ما کار مطالعاتی نداریم! گفتم اصلا کار شما اینجا چیه ؟ گفت : کار ما فقط اینه که کارت بازرگانی صادر می کنیم! همین! البته من نفهمیدم که این همه خدم وحشم و لوازمات و چندین طبقه ساختمان آنچنانی برای چی بود؟ پس اگه اینجا کسی مطالعه بازرگانی و تجاری نمی خواد پس کجا میخواد؟ او گفت برو سراغ دولتی ها و ما اینجا کاره ای نیستیم که بخواهیم مطالعه کنیم! سیاست ها از طرف دولت ابلاغ میشه…

توی اداره دولتی هم دیدم که اطلاعیه طرح های تحقیقاتی زده بود و من هم مراجعه کردم و گفتم میخوام کار تحقیقی پایان نامه رو اینجا انجام بدم آیا سر فصلی ابلاغ شده؟ گفتن شده ولی فقط برای کارهای فرهنگی هست و اگه کار شما فرهنگی باشه میشه بررسی بشه!

واین ماجرا ادامه دارد…

Share
Share
Share