بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘شخصی’

امروز عید فطره، دیروز بعد از اذان مغرب باران آمد و حس و حال خاصی بوجود اومد، بارانی که ماهها بود منتظرش بودیم و هوای گرم تابستان شکسته شد. امروز هم نم نم بارون میاد و هما خیلی خوبه. خبر های خوشی هم رسیده که امیدوارم خوشتر بشه. در ضمن این چند روزه اتصال اینترنت هم حل شده و حالا ما adsl داریم!!!!

 

سامانه مدیریت معادن شن و ماسه و خاک رس

سامانه مدیریت معادن شن و ماسه و خاک رس

پروژه نظارت بر معادن نیز در حال اتمامه.

این سامانه یک سامانه تحت وب است که برای محاسبه مواردی مثل صدور پروانه بهره برداری معادن  بصورت کوتاه مدت و بلند مدت و پروژه های عمرانی، شناسایی بهره برداران ، مدیریت پروانه بهره برداری ،دریافت احجام صادره و نقشه ها و محاسبه حقوق دولتی از معادنی مانند معادن تونان، خاک رس و شن و ماسه طراحی شده است، این سامانه مدیریت صدور مفاصا حساب بر اساس پارامترهایی مانند میزان استفاده آسفالت، بیس و ساب بیس و محاسبات حقوق مربوطه پیمانکاران را انجام می دهد، این سامانه بسیاری از فرایندهای دستی را بصورت خودکار و هوشمند انجام می دهد و از اشتباهات فردی جلوگیری می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

Share
Categories: پروژه ها, شخصی Tags:

بی خواب

زود خوابیدن خوبه

اما خیلی زود خوابیدن باعث میشه مثل امروز از ۲ صبح بیدار باشم ، اما بیداری در اعماق شب هم عالمی داره

———————————-

سخنی از خودم : آخر همه وقایعی که شروع تلخی دارند الزاما تلخ نیست.

———————————-

Share
Categories: شخصی Tags:

مسافرت

امارات - دبی

امارات - دبی

فردا اول زمستان است، پاییز پرکاری بود، چند روز پیش سفری داشتم به کشور دوست و برادر امارات !

خب کلی نکته دیدم ، کلی تاسف خوردم از آنچه که ما در مملکت خود داریم و به آن بها نمی دهیم ، آثار باستانی که آنرا خراب می کنیم و خرابه هایی که آنها باستانی می کنند! آنجا مسجد شیخ لطف الله خودمان را دیدم ، بادگیر های یزدی خودمان را  ، پیست اسکی چهار محال خودمان را و کویر نایین و یزد را  ، دریای جنوب را و … همه اش مصنوعی بود اما بود! در اصفهان هم چیزهایی میشود دید مثل مجتمع تجاری نقش جهان !!! و کلی چیز دیدم و برگشتم…

 

 

————————————————-
اندر احوالات کارها

۱- مرکز مشاوره فولاد مبارکه امروز تموم میشه.

۲- بقیه کارها هم معلوم نیس …

————————————

بدون شرح !

my internet speed !

Share
Categories: شخصی Tags:

ویلون ‌نوازی در مترو

ویلون ‌نوازی در مترو

دریک سحرگاه سرد ماه ژانویه،مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دیسی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بودکه مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود،بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرارشد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد،ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است،و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روزقبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهربوستون،برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است ، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن ‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی ازتحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ  نیستیم که توقف کنیم و به یکی ازبهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم ؟؟؟؟

Share
Categories: شخصی Tags:

هفت هفت هشتاد و هفت

امروز هفت هفت هشتاد و هفت است

۱۰ سال پیش در چنین روزی استاد ما سر کلاس نجزیه تحلیل گفت که ۱۰ سال دیگه  چنین روزی تکرار میشه

و امروز سر رسید ۱۰ سال از عمر من هست

————————————-

یک سخن از خودم

دانش و دانسته های من مجموعه ای از چیزهایی نیست که حفظ هستم بلکه مجموعه ای از چیزهایی است که می فهمم

————————————–

اسکان تحت وب تو هواست

مرکز مشاوره رو به اتمام

فولاد رو به اتمام

دانشگاه شیراز نامعلوم….

Share
Categories: شخصی Tags:

اتوکام ۲۰۰۸

اتوکام 2008 اصفهان

اتوکام ۲۰۰۸ اصفهان

بلاخره اتوکام هم آمدو رفت …

بله امسال هم اتوکام ۲۰۰۸ در اصفهان برگذار شد و سازمان نظام صنفی رایانه ای استان تلاش زیادی در جهت بهبود وضعیت نمایشگاه انجام داد که از جمله جلوگیری از حضور شرکتهایی که عضو سازمان نیستند و همچنین سی دی فروش ها و دکه هایی که نمایشگاه رو با سبزه میدان اشتباه می گرفتند به انجام رسید. نمایشگاه از ۲ منظر قابل ارزیابی است و یکی بازار سخت افزار بود که چیز جدیدی جز کیس و مانیتور و نوت بوک که در مغازه های سطح شهر هم موجود هست دیده نمی شد ، از بعد نرم افزار هم شرکتهای اصفهانی که به کل آب رفته بودند و عمدتا یا شرکت نکرده بودند یا غرفه هایشان کوچک و کمرنگ شده بود ،

 

این به چند علت ممکن است باشد:

۱- نداشتن چیزی برای ارائه !

۲- مشکلات مالی  عدم توانایی  جهت هزینه تبلیغاتی

۳- عدم اعتقاد به بازخور شرکت در نمایشگاه

۴- عدم فضا سازی و تبلیغات نمایشگاه جهت ترغیب شرکتها

۵- رکود بازار نرم افزار

شرکتهای نرم افزاری که در نمایشگاه شرکت کرده بودند عمدتا در حوزه مشخصی مانور می دادند :

۱- نرم افزار های مالی و اداری و شرکتی

۲- نرم افزارهای اتوماسیون اداری

از شرکتهای معروف و مدعی هم خبری نبود و در تعجب بودم که چرا ممکن است اینقدر استقبال کم باشد؟

سازمان نظام صنفی هم فرصت را مغتنم شمرده و چند جلسه در کمیسیون های مختلف برای بررسی مسائل برگزار کرد که اگر در حد حرف نباشد بسیار مطلوب خواهد بود/

—————————————————

این روزهای پروژه اتوماسیون تغذیه در دوره های بهینه سازی خود به سر می بره و مدت ۱۰ روز هست که به شدت روی مقوله تکنولوژی WCF جهت نقل و انتقال داده ها بین رستورانها و سرور های مستقر در مرکز اتوماسیون کار می کنم که واقعا مطلب پیچیده و نفس گیری هست اما اگر اجرایی بشه در واقع هر رستوران به یک Host برای سرویس ها تبدیل خواهد شد و دفتر اتوماسیون می تونه بصورت ریموت به کلاینت های مستقر در رستوران وصل شده و اطلاعات رزرو ها ، شرکتها ، پیامها ، … رو ارسال یا دریافت کنه که کار افراد رو خیلی آسون میکنه. باید گفت که wcf یک تکنولوژی جدید هست که در دات نت ارائه میشه .

Share
Categories: شخصی Tags:

حل میشه، اما با خون دل…

نمی دونم چرا برای فهمیدن یه نکته کوچیک باید ۲ هفته به التماس میفتادم؟

چرا کسی نبود به من بگه این کامپوننت باید بطور دستی توی( GAC(Global assembly cache رجیستر بشه ؟

تازه چرا کسی نگفته بود که با ابزار GACUTIL باید این کار رو انجام داد ؟ چرا همیشه جلوتر هیشکی نیست؟

کی گفته کار آسونه؟ هرکی میخواد یه پروژه بهت پیشنهاد بده میگه یه کار کوچولوهه !  چیز سختی نیست ! چندتا جدول بیشتر نیست !

اما توی اجرا پوستت کنده میشه ! من از این پس هر کی گفت یه پروژه آسون برات دارم یه کلمه میگم شرمنده ! برو خودت انجام بده اگه آسونه!.

به هر حال بعداز دو هفته کشتی گرفتن حل شد… و پروژه مرکز مشاوره آماده پرزنت…

نرم افزار مدیریت شخصیو اما بعد از غرغر بریم سراغ  پروژه کوچولوی خودم !

نرم افزار مدیریت شخصی

فکر کردم یه قسمت آموزش نرمش جهت کارمندان و  پشت سیستم نشینان هم داشته باشه که افراد رو در پریودهای مشخص تمرین بده …  بقیه باشه تابعد…

و اما پروژه اسکان تحت وب استان اصفهان هم کلید خورد.

قرار است دروازه پرداخت الکترونیک بانک ملی کار رو شروع کنیم ، البته اگه دروازه باشه !! ما به یه سوراخ کوچیکش هم قانعیم /

Share
Categories: شخصی Tags:

خردادماه است

خردادماه است و کارو بار و گرفتاری ما مثل هوا داغه

پروژه فولاد همچنان در تب و تاب استقرار و هر روز یک حکایت جدید.

پروژه های جور واجور و به قول اصفهانی ها مثل مرغ و چوری تو دست و پامون هستن.

گاهی بعضی هاش زیر دست و پا له میشن البته!

سرگرم پول در آوردنیم – سرگرم توسعه – سرگرم بدهکاری – سرگرم همه چی.

تازه این یه ور یه کار محرمانه هم شروع کردم که نمی دونم میشه یا نه . اما تا حالا روی این موضوع اینقدر جدی وقت نگذاشته بودم

حالا باشه تا ببینم چی میشه.

Share
Categories: شخصی Tags:

بهمن ماه ۸۶

امروز شاید روز خوبی نباشه…

۱- قراردادی رو که نمی خواستم امضاء کردم.

۲- این کارت دیالوجیک پدر پدر پدر ما رو درآورده و هنوز رام نشده.

۳- پروژه اذان گو هم قوز بالا قوز…

به این فکر می کنم که به هزار نفر مفت و مجانی آموزش و مشاوره دادیم و پروژه هاشون رو را انداختیم ، اما حالا که خودمون نیاز به یه راهنمایی داریم با هرکس روبرو میشیم برای اینکه لب تر کنه پول خون باباشو میخواد! تو این فکرم که ما اشتباه کردیم یا اونا!

Share
Categories: شخصی Tags:

نکات خواندنی

امروز در وبلاگ مدیریت و مهندسی مطالب جالب خوندم :

داستان غورباقه(قورباغه) ها :

روزی کشور انگلستان اقدام به واردات غورباقه می‌کند و یک شرکت ایرانی هم هزار عدد قورباغه به آن کشور می‌فرستد. در فرودگاه نماینده شرکت انگلیسی مشاهده می‌کند که درب جعبه حاوی غورباقه‌های ایرانی باز است و از مسؤول تحویل‌دهی سؤال می‌کند که آیا تعداد آنها درست است یا خیر. مرد ایرانی پاسخ می‌دهد که می‌توانید آنها را بشمارید.

مرد انگیسی پس از اطمینان از صحیح بودن تعداد غورباقه ها، با تعجب می‌پرسد که چطور حتی یک غورباقه هم در طول مسیر از جعبه بیرون نپریده است که در پاسخ می‌شنود:

«اولا هیچ کدام از غورباقه‌های ایرانی حال پریدن ندارند، ثانیا اگر احیانا غورباقه‌ای هم قصد پریدن کند، سایر غورباقه‌ها، پاهای او را می‌گیرند و به پایین می‌کشند».

هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمیگیرند به گفته بیل گیتس :

اصل اول: در زندگی همه چیز عادلانه نیست و بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا هیچ ارزشی برای عزت نفس شما قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود قبل از اینکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام شدن کسی به شما حقوق فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام وموقعیت بالاتری برسید باید برای مقام ومزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر میکنید آموزگارتان سخت گیر است سخت در اشتباه هستید پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما سخت گیرتر از آموزگارتان است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستورانها باغرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید والدین خود را ملامت نکنید از نالیدن دست بکشید وازاشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید والدین شما هم جوانان پر شوری بودند و به قدری که کنون به نظر شما میرسد ملال آور نبودند.

و یک شعر جدید از سهراب  سپهری :

اهل دانشگاهم ..

رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی ست …

پدری دارم حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم …قبله‌ام استاد است جانمازم نمره!

خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!

((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)) باید از آدم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید! وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمی…

Share
Categories: شخصی Tags:
Share
Share