خانه > شخصی > موفقیت در بازی زندگی

موفقیت در بازی زندگی

webnegar_unvierseاگر فکرش را بکنیم. ما در یک جهان عظیم زندگی می کنیم. میلیاردها میلیارد ستاره و کهکشان و ابر نواختر و سیاه چاله و چیزهای جورواجور دیگه که نمی دونیم چی هستن در حال کنش و واکنش و تو سرو کله هم دیگه زدن هستن. و خیلی نمی دونم میخوان در ادامه چیکار کنن…

اما از بین میلیاردها احتمال و شانس وجود جهان ما به وجود اومده و از بین میلیاردها احتمال زمین و از بین میلیاردها احتمال حیات و از بین میلیاردها احتمال انسان.(البته من کاری به نظریات آفرینشی ندارم) هرچی که هست نتیجه این شده که ما هستیم. حداقل میدانم وجود من که دارم این مطلب رو می نویسم می تونست نباشه و من یکی دیگه در جایی دیگه و در زمانی دیگه باشم و شاید اصلا نباشم. شاید حیوانی می بودم… هر چی که هست خوش شانس بودم که هستم. و خوش شانس هستم که وجودم از زمره گروه باهوش ترین گونه آفرینش این عالم زمینی هست.(حداقل تا آنجا که می دانیم). این جهان عظیم یک فرصت کوتاه به من داده که باشم. فقط یک فرصت کوتاه… در حد چند سال… که معمولا زیر صد سال است. خیلی نیست. زود تمام میشه.

من وجود دارم و میفهمم و درک می کنم و از این بابت خوشحالم و از فکر کردن و فهمیدن و کشف کردن لذت میبرم و از هر کسی که این فرصت را به من داده تشکر می کنم.

در این دنیا که ما آمده ایم یک سری چیزهایی هست که قرار نیست به اختیار ما باشه. اینکه کجا باشیم. در کدام زمان و کدام مکان و کدام فرهنگ و شرایط تاریخی و اقتصادی و سیاسی و جسمی و جنسیتی و … این ها ثوابت معادله زندگی ما هستند. اما بقیه داستان صحنه بازیگری ما هست. ما آمده ایم و در این فرصت کوتاه باید سعی کنبم بهترین باشیم. باید عالی بازی کنیم. فرصت تکرار نداریم. مثل یک بازیکن فوتبال که فقط یک بار اجازه داره بره توی زمین و فقط یکبار. این که وقتی نوبتت میشه بازی چند چنده مهم نیست. و این که ته بازی نتیجه چی میشه هم مهم نیست و شانس بازی دیگری ندارم پس مهم اینه که من توی بازی خوب باشم.

خوب یعنی استفاده حداکثری از ظرفیت خود و نه نتیجه ای که به دست میاد.

خیلی وقت ها ما نتیجه گرا هستیم. فقط جواب معادله را می بینیم و نه اندازه و کیفیت تلاش برای رسیدن نتیجه. توی مدرسه معلم ها فقط به نتیجه سوال یا تمرین نمره میدن و نه به حجم تلاش دانش آموز برای حل آن. و در زندگی هم ما به میزان پول و موقعیت شغلی و چیزهایی که دور خودمون جمع کردیم نمره میدیم تا کم و کیف تلاش ها مون. ما همیشه از آدم هایی که نتایج مشهودی به دست آوردن تقدیر و یاد می کنیم. اما از کسانی که خیلی تلاش کردن و مایه گذاشتن اسمی نیست. اگر نگرش ما به ارزیابی زندگی کوتاه ما این باشه که به جای اندازه گیری نتیجه بیرونی بازی بپرسیم خودت با خودت چند چندی؟ همه چیز متفاوت میشه. آیا من در هر لحظه و هر شرایط خوب بودم؟

قرار نیست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشن که بهترین شغل دنیا و بهترین مملکت دنیا و بهترین درآمد دنیا و بهترین تکنولوژی دنیا و … برای ما فراهم بشه. اساسا زندگی محل چالش و مبارزه هست. و فکر نمی کنم هیچ جا همه چی آسون باشه.

مهم کیفیت بازی ما هست و بس.

Categories: شخصی Tags: